تبلیغات
دانشنامه افغانستان
پنجشنبه 1392/12/8

مرامنامۀ حزب خلق

   نوشته شده توسط: فریدون احدی    نوع مطلب :معلومات دولتی افغانستان ،اطلاعات عمومی افغانستان ،

مرامنامۀ حزب خلق

چاره درد خلق چیست
چاره درد خلق مخصوصا" در زمان بحران در یک مملکت فقط و فقط جمع شدن مردم بدور یک مفکوره سیاسی و سنجیدن راه علاج آلام اجتماعی میباشد و بس- اگر حکومتی با موجودیت بحرانهای سیاسی به تشکیل احزاب قانونی مطابق قوانین دیموکراسی اجازه نمیدهد- گویا بداره ماری ها و اغتشاش رسما جواز میدهد- امروز ما درد ها و آلام زیاد اجتماعی داریم- هر دسته مردم شکایاتی دارند- هر کس عوامل سیاه روزی و بد بختی خلق را به طبقه ای و علتی منسوب میکند- نظم و ننسق زندگی برهم خورده- آرامش ضمیر و طمانیت وجود نداشته- نرخها بلند رفته- احتیاجات زندگی مردم بیجهت و بی تناسب عایدات بالا رفته و میرود- در اخلاق و رسوم و آداب اجتماعی، ضعف انحطاط موجودۀ زندگی معدوم و خلاصه اساسات زندگی ما در هر رشته به تزلزل دچار شده، اشخاص استفاده جو و منفعت پرست موقع را غنیمت شمرده و به تاخت و تاز ها میپردازند- گویا یک بحران بحران بزرگ اجتماعی سر تا سر مملکت را استیلا نموده و چاره جدی و آنی و جذری بکار دارد- این امر داستان تازۀ نیست- همه ملل گیتی این مرحله زندگی را پیموده . ما هم خواهی نخواهی این مرحله را باید طی نموده و حتما این بحران را میگذرانیم- اما یگانه چاره درد خلق و راه نجات مملکت بجمع شدن مردم بدور یک مفکوره و خط مشی سنجیده اساسی بوده و البته زمانیکه جمعیت و یا حزب مذکور قوت گرفت- قانونا در انتخابات- حکومت معقولی باساس مرامنامه خویش تشکیل و قوانین درستی تدوین و برای بدبختیها و سرگردانیهای خویش درمانی یافته و بتفرقه سرگردانی- تذبذب و ناکامیهای اداری و حیاتی خود خاتمه بخشیده و دست منفعت جویان و آشوب طلبان را از دامان پاک جامعه کوتاه میسازند- اینک بر روی همین اساس ما مردمرامنامه ذیل را مرامنامۀ (حزب خلق) و مردم را دعوت عام داده و بیاری خدای توانا تا قدمی برای نجات و چارۀ درد های عدیده خود می پردازیم:

بسم الله رحمن الرحیم
مرامنامۀ حزب خلق

اول- حزب خلق یک حزب ملی است که بر اساسات معلومه دیموکراسی بنا یافته است.
۲- تفهیم و تبلیغ دین مبین اسلام را بخلق و اصلاح اعمال را باساس اسلام یگانه عامل کامیابی و پیشرفت خود میداند.
۳- چون حزب یک حزب دیموکراسی حقیقی است فلذا برای تامین غایه حقیقی دیموکراسی یعنی حکومت خلق توسط خلق و برای خلق مبارزه میکند.
۴- حزب خلق اساس حکومت را متکی بر اصولات دیموکراسی مستند بر یک شورای اساسی و آزاد و محترم و انتخابات آزاد- تامین تعادل اساسی در بین قوای ثلاثه دانست و برای نیل باین آرزوی مقدس و مشروع سغی میکند.
۵- تامین عدالت اجتماعی در حقوق و محاکم- رفع مظالم از خلق- تامین یک حیات اجتماعی مامون و مصون- نشر معارف عمومی- تامین اساسات آزادی فکر- بیان و نشرات- تولید عدالت و اجتماعی در کار و ارتقأ و حقوق سیاسی از وظائف اساسی و اولیه حزب است.
۶- حزب خلق تمام وظائف اجتماعی خویش را که در ماده پنج متذکر است با نشر قوانین اساسی دیموکراسی و ناشی از افکار عمومی خلق تامین کرده و لذا نشر- ایزاد- تعدیل و اصلاح قوانین و تامین عدالت اجتماعی و مساوات قانونی و سیاسی را توسط قانون از و ظائف مهمۀ خود می شمارد-
۷ فداکاری در راه حفظ تمامیت خاک و ناموس وطنفرض اولیۀ حزب خلق بوده و با تمام عواملی که این هدف مقدس را تهدید کند مبارزه و جان نثاری را فرض خود می شمارد.
۸ – خزب خلق وحدت ملی را اساس فرایض خود قرار داده و لذا تمام افرادی را که در حدود سیاسی افغانستان زیست مینمایند بلا تفریق نژاد- زبان و رنگ و پوست همه را یک وجود واحد شناخته و در مقابل قانون دارای حقوق مساوی دانسته و هر گونه امتیاز خواهی و تفوق جوئی را منافی عدالت اجتماعی و اساسات دیموکراسی میداند.
۹ خزب خلق کار را یگانه عامل سعادت دانسته بیکاری را ننگ و عار شمرده و لذا برای تولید دستگا های کار در سر تا سر مملکت- رهنمائی خلق بکار توسط تعلیم و تربیه عصری- تامین عدالت اجتماعی در کار- تامین حقوق کارگر- رفع اسارت و استثمار در ساحه ای کار- تامین حقوق کارگر در زمان کار و بیکاری و تضمینات اجتماعی در کار توسط قانون فرض خود دانسته و پیشرفت در کار و اخذ مقام را مربوط بهیچ نوع امتیاز شخصیت وقومیت ندانسته و بلکه فقط وفقط مهارت و فداکاری و استمداد در کار را اساس پیشرفت و احراز مقامات و مناصب قبول میکند.
۱۰ حزب خلق بر خلاف تامین منافع فردی دفاع فرد و آزادی فردی نبوده ولی کسانی را که بنام دفاع از حقوق و آزادی فردی بصورت غیر مشروع فعالیت نموده و سعادت فرد و جمعیت را تهدید مینمایند منفعت جو شناخته و باساس قوانین دیموکراسی بآنها مبارزه و معامله مینماید.
۱۱ – کسانیکه باعمال و رفتار نا مشروع کسب جاه و مال کرده و آن را وسیله تحکم بر خلق سازد و عمدا بر خلاف مصالح عمومی کار کند- خائن ملی شناخته و تامین عدالت اجتماعی و استرداد حق را درین موارد- حزب خلق فرض اساسی خود می شناسد.
۱۲ - حزب خلق وفاداری خویش را باساسات دیموکراسی و مشروطیت اسلامی از فرایض خود دانسته و لذا تامین تعادل حقیقی را در بین قوای ثلاثه با تقنین- روشن ساختن حدود حقوقی را در اجتماع و تشریح وظائف دولت و ملت را وجیبه خود میشمارد.
۱۳ – اصلاح و تعدیل امور اجتماعی- تامین عدالت اجتماعی در اخذ هر گونه مالیات و محصولات و فعالیت های اجتماعی- تامین عدالت در تطبیق قوانین- عدم قائل شدن بهیچگونه امتیازات در امور اجتماعی- مالیات و تکالیف عامه اجتماعی، اصلاح جریان امور بنفع خلق از وجایب اولیه حزب است.
۱۴ – آزادی در فعالیتهای اجتماعی اساس و فرض اولیه حزب بوده و لذا آزادی در تجارت و کسب صنایع و اتخاذ مسلک را در هر رشته- اساس دیموکراسی قبول نموده و مبارزه با هر گونه انحصارات شخصی و فردی که منافع خلق را تهدید میکند فرض اولیه حزب است.
۱۵ – حفظ روابط حسنه با همسایگان ( تا جائیکه مخالف حقوق و آزادی و ناموس ملی نباشد) اطاعت به قوانین عامه بین المللی- تامین و اطاعت اساسات اولیه حقوق بشر (تا جائیکه با قوانین دین مبین اسلام مخالف نباشد) و همکاری در راه صلح و سلم عمومی را حزب خلق از فرایض اولیه خود شمرده و از هر گونه همکاری درین راه دریغ نخواهد نمود.
۱۶ – تامین آزادی و حقوق طبیعی بشر یعنی مصونیت حیات- مسکن- مراودات- آزادی فکر و بیان و نشرات و آزادی در فعالیت های اجتماعی را اصل حقیقی و فطری حساب نموده و لذا هر گونه تجاوز را باین حقوق فطری .. بشر- استبداد و تجاوز شمرده و مبارزه با هر گونه رای و عمل را فرض اولیه و اساس فعالیت حزبی حساب میکند.
۱۷ – تشکیلات حزب – و ظائف شعبات مرکزی و ولایاتی- نشر- اصلاح و تعدیل قانون اساسی تشکیلات اساسی دولت- قانون انتخابات- قانون تفریق وظائف مامورین- قانون کار و کارگر و عملی ساختن آنها و تامین عدالت اجتماعی در هر ساحه توسط قانون از وظائف اساسی حزب خلق بوده و باساس جریانات معلومه دیموکراسی تامین میشود.
۱۸ – دخول در زمرۀ اراکین حزب باسابندی با خلاق حزبی یعنی فداکاری در راه تامین وظیفه، رشادت، ثبات اخلاقی در راه نشر و تفهم اساسات اسلامی و حزبی و دیموکراسی و تامین حقوق عامه حاصل شده و دیگر نوع امتیاز و ترقی را حزب مخالف عدالت اجتماعی حساب میکند.
۱۹ – قانون وظائف داخلی حزب- شرایط قبول در اراکین حزب- اخطار و تهدید و حتی اخراج از حزب- تعین اراکین حزب و تشکیلات آن با استشاره مجلس عمومی حزب بعمل آمده و اطاعت اساسات آن وظیفه هر فرد است.
۲۰ – هر فردیکه دارای تابعیت افغانی بوده باشد به شرطیکه در سوابق آن اساسات حقوق عامه چیزی نباشد .. امتیاز داخل حزب شده میتواند.
۲۱ – سن افرادیکه شامل حزب میشود باید از هجده کم نباشد.
۲۲ اشخاصیکه داخل حزب خلق میشوند بایست ماهوار مبلغ ده افغانی جهت تقویه و پیشبرد امور حزبی تادیه نماید- کذا خرید یک سهم از اسهام صحنه ای خلق نطز حتمی اشت.
تبصره – اشخاص فقیر و نادار به صوابدید هیئت منتخبه مستثنی خواهند بود.
۲۳ – اصلاح – تعدیل – حذف و یا ایزاد مواد به مرام نامه هذا به کثرت ارای مجلس عمومی حزب مربوط است ( ولی هیچ مادۀ که منافی حقوق و آزادی عامه و یا وحدت ملی و یا خلاف دیانت اسلام و تهدید بحدود سیاسی افغانستان باشد طرح و قبول شده نمیتواند).
۲۴ – افرادیکه در حزب خلق داخل میشوند بکلمات ذیل قسم یاد میکنند:
من بنام خدای پاک و ناموس سوگند یاد میکنم که بتمام مواد اساسنامه حزب خلق صادق بوده و برای پیشبرد امور حزبی از هیچگونه فداکاری دریغ ننمایم و در صورت خروج از حزب نیز اسرار حزب را محفوظ نگاهدارم و الله- بالله – طلا.
کسانیکه آرزوی دخول در حزب خلق را داشته باشند هر روز برای مراسم تحلیف در اداره جریدۀ ندای خلق در جادۀ میوند از ساعت ۳ الی ۷ بعد از ظهر مراجعه فرمایند.


شنبه 1391/03/27

ابومعشر بلخی

   نوشته شده توسط: فریدون احدی    

                    ابومعشر بلخی
این دانشمند بزرگ شرقی از یک خانوده تازه مسلمان در شهر بلخ بدنیا آمد. آورده اند موقعی که  او  طلبه ای پیش  نبود، یک
روز استادش بالای منبر گفت:مردی بنام بیدبخت دربغدادهیئت
ونجوم تدریس می کند درحالی که از پیروان بودا و بت پرست
است-همین شخص وقتی نزد خلیفه می رود همه به او تعظیم و
تکربم می نمایند وبا عزت واحترام او را نزد خلیفه می نشانند.
هیچکس خبر ندارد که اوکافر است و فقط من به  اسرار  اوپی
برده ام.
ابومشعر که خیلی متعصب بودبا شنیدن این سخنان دشنه  زهر
آگینی در زیر لباسش مخفی می کند و به بغداد می رود تا استاد
بیدبخت  را به  قتل برساند. همین که  وارد مجلس درس او می
شود ناگهان آن استاد به (ابومشعر) می گوید: فرزندم از  راهی
دور آمده ای کارد زهرآگین به زیرلباست قرار داده ای که مرا
به قتل برسانی از این کارتوبه کن.اکنون برخیزوباشاگردان من
مصافحه کن تو در نجوم و ریاضیات استادی نامورخواهی شد.
ابومشعر وقتی این سخنان را شنید مات و مبهوت  ماند و دست
استاد را بوسید وگفت:استاد بزرگوار چگونه به  حال  من  آگاه
شدید؟استاد بیدبخت از جزوه دان خود او راقی را بیرون کشید
وگفت:«عادت من بر این است که هرشب واقعه فردای خود را
با حساب نجومی استخراج کنم.دیشب بنابر حساب دانستم  فراد
جوانی به صورت دانشجو با کارد زهر آگین به قصد کشتن من
می آید-وقتی امروز تو را دیدم یقین دانستم که توهمان شخصی
هستی که چشم براهش بودم »ابومشعر نزدهمین استاد تحصیلا
تش را در نجوم و حکمت  و ریاضیات منحصر ساخت.
از کتابهای او : اثبات  علم النجوم،  کتاب الامصار، کتاب الجمهره،
اسرارالنجوم و تقویم البدان است که از حیث وقت محاسبات نجومی
و صحت احکامی بی نظیر شناخته شده است.پادشاهان و امرای وقت
نسبت به نظرها و احکام ابومشعر اعتقادی کامل داشتند.اوقریب چهل
کتاب در علم نجوم تالیف کرد.
 ابومشعر بلخی درسال 272 هجری  قمری  در  سن  صد سالگی در
شهر واسطه بدرود حیات گفت.
  


دوشنبه 1391/02/11

به امید قهرمانی منچستر یونایتد

   نوشته شده توسط: فریدون احدی    

[http://www.aparat.com/v/add6f3b04a95b9de50bbe37f787635bb137063]


دوشنبه 1391/02/11

به امید قهرمانی منچستر یونایتد

   نوشته شده توسط: فریدون احدی    

[http://www.aparat.com/v/e63c0859ec96a2deca9eb5286cd463e6146901]


.
مخروبه ها و آثار تاریخی در دولت آباد
در قسمت غربی قریه (تورت آتا)و جنوب قریةبزرگ (قوزی بای قلعه )مخروبة قلعه تاریخی بنام( جمجمه قلعه) وجود دارد .
به روایت بعضی از صاحبنظران و اهل خبره مربوط این قلعه مذكور به احتمال قوی یادگار دوره حكومت ( غوریان)میباشد همچنان در اطراف این قلعه نشانه و بقایای دیوار های آن دیده میشود كه با گذشت زمان هنوز آثار آن مشهود است و زمانی قلعه مستحكمی بوده است .
در قسمت غربی و شمالی مخروبه قلعه جایی بنام (سسیغ كول)وجود دارد كه در زمان لشكر كشیها و جنگها و همچنان محاصرة قلعه توسط مهاجمین اطراف قلعه را خندق كنده و از آن آب رها میكردند .موجودیت كول و آب ایستاده در پهلوی قلعه خود دلالت بر پادگان نظامی این قلعه میكند.
براویت برخی از محاسن سفیدان محل ،صد سال قبل حاكمی بنام ( امیر نذیر خان )در این قلعة تاریخی سكونت داشت و دروازه های قلعه را كه از چهار طرف به قریه های اطراف گشوده میشد ، بخاطر دارند . امیر نذیر خان گویا مجرد بوده و از قریه(توپخانه قلعه)دولت آباد دختری را بزنی گرفته است ،چه در زبان تركی (توغ یا توق)به معنای منار میباشد و توخمانه – توق منار  معنای (مركز ترصد- مركز دیده بانی )را افاده میكند ، همچنان در اینجا از زمان قدیم تپه یی بلندی بنام (قراول تپه ) وجود دارد كه روز گارانی مركز نظامی حكروایان مربوط بوده و همچنان به همین نام كوه مرتفعی در ولسوالی دقیضصار در قسمت جنوبی قریه های ثور نارین و كوهی وجود داردكه در بحث مربوط ولسوالی قیصار در بارة آن معلومات داده میشود.


تعداد کل صفحات: 47 1 2 3 4 5 6 7 ...